پرده هاي صوتي و انتقال از مقامي به مقام ديگر، با انسجام و استحکام کامل از نظر لحني و هم چنين توأم با رقت قلب، ترس از خدا و حزين خواندن، به طور حتم در فهم بيش تر مفاهيم قرآن به انسان کمک مي کند، دل ها را تحت تأثير قرار مي دهد و قلب ها را نوراني مي سازد ؛ و اين به دست نمي آيد ...مگر با آشنايي با الحان و مقامات زبان عرب.
مي توان گفت که الحان قرآني، براي متنوع خواندن قرآن کريم، جلوگيري از خستگي مستمعين و خود قاري است. هر قاري بايد نغمات را بشناسد تا بر حسب حال و معنويت خود، هر وقت صلاح ديد، لحن خود را تغيير دهد و به اين صورت درقرائتش تنوعي براي تدبر بيش تر در معاني ايجاد گردد، نه اين که الحان و مقامات قيد و بندي برايش ايجاد کند.     
دانش صداها، الحان، مقامات و دستگاه ها دانشي است مجزا و خود به تنهايي قوانين و قواعد زيادي دارد که قسمت اعظم آن ها اکتسابي هستند و از طريق القا، يعني آموزش مستقيم استاد به شاگرد، آموخته مي شوند.   
تمامي علاقه مندان به « علم الالحان » مي توانند، به راحتي با آن آشنا شوند، زيرا اين دانش فراگير است و به گروه ويژه اي، يعني فقط افرادي که صدايي خوش دارند، تعلق ندارد و چه بسا افرادي که در فهم ظرائف و مسائل دقيق آن مهارت دارند، اما از صداي خوبي هم برخوردار نيستند. اين علم، به صاحبان خود احساس دقيق و لطيفي مي دهد که انسان را از سايرين متمايز مي سازد.          
قاري قرآن به جز تجويد بايد آهنگي بر صوت خويش سوار کند که بهترين و مناسب ترين الحان باشد و با توجه به عربي بودن کلام قرآن، شايسته ترين الحان، الحان عربي است. بايد گفت، قاري خوب کسي است که در عين داشتن تقواي الهي، بتواند دستگاه ها و الحان عرب را در قرائتش به نحو احسن به کار گيرد. اگر نغمات و الحان دراذهان افراد علاقه مند به امر قرائت قرآن رخنه کند، بي گمان بهبود قابل توجهي در کيفيت قرائتشان حاصل خواهد شد.            
در اين پژوهش سعي شده است اطلاعاتي مفيد و لازم براي استفاده ي علاقه مندان به فن قرائت قرآن کريم، اعم از معلمان و دانش آموزان گرامي ارائه شود تا گامي هر چند کوچک در به وجود آمدن شرايط لازم براي اجراي قرائتي صحيح و تأثير گذار داشته باشيم ؛ «و ما توفيقي الا بالله و عليه توکلت و اليه انيب ».

جواز کاربرد الحان درقرائت قرآن کريم

دررواياتي از معصومين آمده است که پيامبر اسلام ( ص ) پس از طلوع فجر، با نغمه ي خاصي قرآن را تلاوت مي فرمودند که زنگوله ناميده مي شد و تأثير عميقي بر روحيه ي مستمع بر جاي مي گذاشت. عده اي نيز آن را حجاز مي دانند. ساير پيامبران بزرگ الهي نيز براي راز و نياز با خداوند، نغمات مخصوصي داشته اند، از جمله نغمه ي راست منسوب به حضرت آدم (ع)؛ گوشه ي حسيني در بيات، منسوب به حضرت ابراهيم و داوود عليهما السلام      
از ائمه ي معصوم، امام کاظم (ع) خوش صداترين مردم در قرائت قرآن بود. آن حضرت به هنگام قرائت بسيار محزون مي شد و مي گريست، به طوري که محاسن مبارکش به اشک آغشته مي شد و شنوندگان نيز به سبب قرائت توأم با حزن آن جناب مي گريستند .
پيامبر عظيم الشأن اسلام (ص) در خصوص چگونگي به کارگيري الحان و نغمات در تلاوت قرآن کريم مي فرمايند:            
قرآن را به صورت عرب بخوانيد و از آهنگ ها و الحان اهل فسق و گناهکاران بپرهيزيد. پس از من اقوامي مي آيند که هنگام خواندن قرآن، صدا را مانند غنا، نوحه خواني و سرود خواندن رهبانان بغلطانند که از حنجره ي آنان تجاوز نمي کند و قلوبشان واژگون است و هم چنين مردمي که رويه ي آنان برايشان شگفت آور و خوشايند باشد.

هدف از يادگيري نغمات و الحان

هدف ما از يادگيري الحان و مقامات، رسيدن به اصل تحزين در قرائت قرآن است، زيرا اين مقامات به عنوان ابزاري مطرح اند که ما مي توانيم به وسيله ي آن ها مفهوم و محتواي آيات را با حس و عرفاني که نسبت به آن ها پيدا مي کنيم، به خوبي انتقال دهيم. مراد از تحزين عبارت است از خواندن باوقار و طمأنينه ي قرآن و به تصوير کشيدن مفهوم و محتواي آيات در حين تلاوت. بنابراين تحزين برايند و نتيجه ي آن حس و عرفاني است که ما نسبت به آيات پيدا مي کنيم و آن حس و شناخت ما را به سوي معبود و محبوب سوق مي دهد [ نرم افزار مائده ].

مفهوم لحن

گاهي هنگام شنيدن تلاوت قرآن، احساس مي کنيم که حالت يا کيفيت صداي قارن در زمان هاي متفاوت به کلي تغيير مي کند. به اين تغيير حالت يا کيفيت صداي قارن « لحن » گفت مي شود [ پيشين ]. اگر قاري بدون استفاده از پل يا مبدل مناسب، از مقامي به مقام ديگر منتقل شود، به اصطلاح دچار « خارج لحن » شده است [ ملاتقي، 97:1381 ].

تعداد الحان معمول در قرائت قرآن

تعداد الحان و نغمات عرب هفت تاست که هريک را مقام مي گويند. مقامات معمول در قرائت قرآن کريم عبارت اند از: بيات، رست، صبا، حجاز، نهاوند، چهارگاه و سه گاه.
هر کدام از اين مقامات گوشه هايي دارد که تعداد اندکي از آن ها درقرائت قرآن کاربرد دارند [ مجموعه نوارهاي آموزشي آشنايي با دستگاه ها و مقامات قرآني ]. استاد عربي القباني تعداد کامل الحان را بدون اشاره به نامشان، 360 نغمه عنوان کرده است .

محدوده هاي صوتي مقامات

در اجراي مقامات قرآني ما با سه محدوده ي صوتي با تقسيمات مشخص و مرتبط با هم روبه رو هستيم که عبارت اند از: الف) قرار: به پايين ترين سطح صوت در يک مقام، قرار گرفته مي شود. ب) جواب: سطح صوتي متوسط هر مقام را جواب آن مقام مي گوييم. ج) جواب جواب: بالاترين سطح صوت در يک مقام را جواب جواب مي گويند [ نرم افزار مائده ].      
نکته ي قابل توجه اين که تفاوت اين سه محدوده ي صوتي فقط در ارتفاع صوت نيست، بلکه بيش تر از نظر لحني و نوع اجراي آن هاست. لازم به ذکر است، بعضي از قاريان بزرگ جهان در اجراي برخي مقامات، جواب را از نظر ارتفاع صوت، پايين تر از قرار و گاهي جواب جواب را پايين تر از جواب و حتي قرار خوانده اند. محدوده ي صوتي چهارمي نيز به نام « حصار » براي هر مقام ذکر شده که از نظر طبقه ي صوتي بالاتر از جواب جواب است. اين محدوده در قرائت استادان بسيار نادر و کمياب است .

معرفي مقامات

اينک به شناخت اجمالي هر يک از مقامات هفتگانه ي معمول و مرسوم در قرائت قرآن کريم مي پردازيم:

بيات

- معناي لغوي : عده‌اي ريشه واژه‌ي بيات را تركي مي‌دانند و آن را به معناي غم يا غمگين ويا نام قبيله‌اي از قبايل تركمن دانسته‌اند و عده‌اي اصل آن را از واژه «بياد» مي‌دانند. مانند: بياد خداوند متعال.

حسن آغاز و انجام تلاوت نيز با اين مقام است. در موسيقي ايراني بيات در ابعاد وسيعتر كاربرد داشته و از آهنگهاي قديمي ايران است. مقام بيات ركن اصلي قرائت به شمار مي‌رود و همين ويژگي بارز است كه آن را از ساير مقامات متمايز مي‌گرداند. باتوجه به اينكه قاري در اين مقام از پائين‌ترين گام صوتي شروع مي‌كند و به مرور به گام‌هاي بالاتر وارد مي‌شود. ضرورتاً زيرنغمه‌هاي متنوع و بيشتري در داخل اين مقام مورد استفاده قرار مي‌گيرد. به طوري كه به سهولت نمي‌توان تمامي گام‌ها را پشت سر هم ارائه نمود و نياز به نغمه‌ها و گوشه‌هاي متنوعي است.

گروه اول: مانند استاد شحات‌انور، بيات را در شروع به كار گرفته سپس وارد مقام‌هاي بعدي مي‌شود و در ميان تلاوت‌ خود و يا در پايان آن به اجراي محدوده‌هاي بيات مي‌پردازد و عموماً تلاوت خود را با آن به پايان مي‌رساند.

گروه دوم : همچون مصطفي اسماعيل، تمامي محدودهاي آن را به صورت مبسوط اجرا، و عموماً از طريق زيرشاخه‌هاي فرود، تلاوت خود را به پايان مي‌رسانند.
گروه سوم : همچون عبدالباسط و عبدالعزيز حصان در هر موقعيتي از تلاوت كه اراده كنند اين مقام را به خوبي اجرا مي‌نمايند.

گستردگي و پيشينه : بيات از جمله مقامات گسترده‌ي عربي است، كه كاربرد زيادي نيز دارد. برخي آن را به يكي از طريقه‌هاي صوفيه‌ي ايران و باباطاهر نسبت مي‌دهند. گستردگي كه اين مقام دارد در ساير مقامات به چشم نمي‌خورد. و اين خصيصه باعث شده است كه غالباً در قبل و بعد و يا در خلال هر مقامي بتوان به مايه بيات منتقل شد.

كيفيت آهنگ : اين مقام يكي از زيباترين مقامات از نظر لطافت، حزن معنوي و وسعت گوشه‌ها و گستردگي است. به همين مناسبت آن را «امالنغمات و يا مادر نغمات» مي‌گويند. برخي از گوشه‌هاي آن حالت حب، عشق و الفت دارد. اين مقام آهنگي است بسيار نرم و دلنشين كه از آن براي ايجاد آرامش اوليه و پذيرش آهنگ‌هاي بعدي استفاده مي‌شود.

موضوع آيات : اين مقام علاوه بر شروع و فرود تلاوت، در «آيات دعا، حكايات، اندرزها» به كار برده مي‌شود و همچنين «آيات توحيد، اسماء و صفات الهي، نبوت عامه و خاصه، عقايد، اخلاق، معاد و مومنين» را در اين مقام اجرا مي‌نمايند.

تاثيرات : الف) آرامش همراه با غم، ب) آگاه ساختن شنونده، ج) صحبت از احوالات گذشتگان را مي‌توان بعنوان تاثيرات اين مقام برشمرد. همچنين اين مقام در ذهن حالت وقار، عظمت، بزرگي، تسلط و سنگيني را ايجاد مي‌كند.

جايگاه اجرا : عموم قاريان تلاوت خود را با مقام بيات آغاز مي‌كنند. زيرا تنها مقامي است كه در سه سطح «بيات شروع»، «بيات توسط» و «بيات فرود» تلاوت مي‌گردد. نحوه‌ي شروع اساتيد متفاوت است. به طور كلي مي‌توان به سه گروه اشاره نمود.

گوشه‌ها و نغمه‌هاي فرعي : در مقام بيات نغمات فرعي بسياري ديده مي‌شود كه در بين هركدام از آن‌ها به راحتي مي‌توان از مقام بيات بيات به مقام ديگري منتقل شد، براي مثال از نغمه‌ي «رمل» مي‌توان وارد «صبا» شد. از نغمات فرعي آن مي‌توان به نغمه‌هاي «لامي، صافي، مصري، حسيني، دشتي، علي، ابراهيمي، كرد، ترك، دوكا، شور، ندا، رمل، مصير» اشاره نمود. همچنين برخي نغمات ديگر را نيز در اين مقام بيان نموده‌اند از جمله «نهفت، بيات شور، عشيران»

قاريان برتر : از جمله قارياني كه در مقام بيات داراي تسلط و مهارت كم‌نظيري هستند مي‌توان اساتيد مصطفي اسماعيل، عبدالباسط، منشاوي، عبدالفتاح شعشاعي، حصان و محمد رفعت را نام برد.