امام علی (علیه السلام) خطاب به یکی از فرماندهان لشکر خود می‌نویسند: زمامداری که در گرایش عاطفی به دوگانگی دچار آید، بسا باشد که همین گرایش از عدالت بازش دارد؛ پس می‌باید که در رابطه با حق، تمامی مردم را یکسان بنگری.

خبرگزاری فارس: هشدارهای امیرالمومنین به کارگزاران حکومتی

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، سایت تبیان نوشت: لازمه تحقق کرامت انسانی وجود برابری و مساوات میان تمامی مردم است. امام علی (علیه السلام) در این باره می‌فرمایند: همه موجودات سنگین و سبک، بزرگ و کوچک، نیرومند و ضعیف، در اصول حیات و هستی یکسانند.

به اعتقاد امیرالمۆمنان؛ اولین فرد یا گروهی که باید به برابری انسان‌ها اعتقاد داشته باشد و برای تحقق آن گام بردارد، حاکمان و نخبگان سیاسی جامعه هستند. ایشان در نامه خود خطاب به مالک اشتر چنین توصیه می‌کنند: مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده، با همه دوست و مهربان باش، مبادا هرگز چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی؛ زیرا مردم دو دسته‌اند: دسته‌ای برادر دینی تو و دسته دیگر همانند تو در آفرینش می‌باشند.

همه انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند و قوم و قبیله، نسب، رنگ پوست، شرایط اقلیمی و حتی دین و مذهب، هیچ تأثیری در ماهیت انسانی ندارد. اولین فرد یا گروهی که باید به این اصل اعتقاد داشته باشد و برای تحقق آن گام بردارد، حاکمان و نخبگان سیاسی جامعه هستند.

خلقت واحد اقتضای آن دارد که افراد ذاتاً دارای جایگاه و منزلتی مساوی و برابر باشند. تمایزاتی از قبیل نژاد، زبان، جنسیت و ... به هیچ وجه نمی‌تواند خدشه‌ای به این منزلت وارد سازد. این یکسان‌نگری به انسان‌ها از جنبه‌های مختلف قابل دقت است:

 

* تساوی در برابر حق

امام علی (علیه السلام) در این باره خطاب به یکی از فرماندهان لشکر خود در نامه 59 نهج البلاغه می‌نویسند: زمامداری که در گرایش عاطفی به دوگانگی دچار آید، بسا باشد که همین گرایش از عدالت بازش دارد. پس می‌باید که در رابطه با حق، تمامی مردم را یکسان بنگری.

در جای دیگر می‌فرمایند: حق را در هر کجا و در مورد هر کس که بایسته بود ـ دور یا نزدیک ـ اجرا کن.

 

* تساوی در بهره‌مندی از بیت المال

در بعد اقتصادی نیز باید مانند سایر جهات، امکانات به طور مساوی توزیع شوند. بیت المال و اموال عمومی از آن همه افراد جامعه است و در برخورداری از آن نباید تفاوتی وجود داشته باشد.

اساساً یکی از انگیزه‌های اصلی پذیرش حکومت و مسئولیت نزد امیرالمۆمنان (علیه السلام) تعدیل ثروت و اجرای عدالت اقتصادی بود. آن حضرت (علیه السلام) در این باره می‌فرمایند: و اگر نبود که خداوند از عالمان تعهد گرفته بود، تا بر سیری ظالم و گرسنگی مظلوم صبر نکنند، افسار شتر خلافت را بر کوهانش می‌گذاشتم.

علی (علیه السلام) اموال بیت المال را به طور مساوی تقسیم می‌کردند و در این جهت، بین سیاه و سفید، رئیس و مرئوس فرقی نمی‌گذاشتند و می‌فرمودند: از آدم ابو البشر فرزندی به عنوان غلام یا کنیز متولد نگردید. تمام فرزندان او از روز نخست، آزاده بودند، ... اکنون قدری از اموال نزد من است و من در میان سفید و سیاه، برده و آزاد فرق نخواهم گذاشت و آن را به طور مساوی تقسیم می‌کنم.

 

* نفی نگرش طبقاتی

قرآن برای حفظ کرامت انسان، نگرش طبقاتی را نفی می‌کند و آن را با کرامت انسان ناسازگار دانسته و همواره توصیه می‌کند که انسان‌ها از این نگرش دست بردارند زیرا عزت انسان سرکوب و لگدمال می‌شود و همواره عده‌ای از مردم خود را در برابر عده‌ای دیگر خوار و کوچک می‌بینند. در جامعه طبقاتی، توده‌های انسانی به عنوان افراد پست و رذل به شمار می‌آیند و یکی از عوامل گریز اشراف از پذیرش دین الهی، آن بود که همان توده‌ها به این دین روی می‌آوردند.  

این نوع نگرش طبقاتی با کرامت انسان سازگاری ندارد و ادیان معمولاً با آن برخورد داشتند و به همین جهت پیروان نخستین ادیان الهی توده‌های محرومی بودند که در سایه نگرش طبقاتی، کرامت انسانی آن‌ها خرد شده بود و در دین الهی بازیابی آن را می‌جستند.

امیر المۆمنان (علیه السلام) در مواجهه با تهیدستان و اقشار پایین‌دست جامعه چنین می‌فرمایند: «سپس خدا را! خدا را! در خصوص‏ طبقات‏ پایین‏ و محروم‏ جامعه‏، که هیچ چاره‏ای ندارند، (و عبارتند) از زمین گیران، نیازمندان، گرفتاران، دردمندان. همانا در این طبقه محروم گروهی خویشتن‌داری کرده، و گروهی به گدایی دست نیاز بر می‏دارند، پس برای خدا پاسدار حقّی باش که خداوند برای این طبقه معیّن فرموده است: بخشی از بیت المال، و بخشی از غلّه‏های زمین‏های غنیمتی اسلام را در هر شهری به طبقات پایین اختصاص ده، زیرا برای دورترین مسلمانان همانند نزدیک‏ترین آنان سهمی مساوی وجود دارد و تو مسئول رعایت آن می‏باشی. مبادا سرمستی حکومت تو را از رسیدگی به آنان باز دارد، که هرگز انجام کارهای فراوان و مهم عذری برای ترک مسئولیّت‏های کوچک‏تر نخواهد بود. همواره در فکر مشکلات آنان باش، و از آنان روی بر مگردان، به ویژه امور کسانی را از آنان بیشتر رسیدگی کن که از کوچکی به چشم نمی‏آیند و دیگران آنان را کوچک می‏شمارند و کمتر به تو دسترسی دارند. برای این گروه، از افراد مورد اطمینان خود که خدا ترس و فروتنند فردی را انتخاب کن، تا پیرامونشان تحقیق و مسائل آنان را به تو گزارش کنند. سپس در رفع مشکلاتشان به گونه‏ای عمل کن که در پیشگاه خدا عذری داشته باشی، زیرا این گروه در میان رعیّت بیشتر از دیگران به عدالت نیازمندند، و حق آنان را به گونه‏ای بپرداز که در نزد خدا معذور باشی، از یتیمان خردسال، و پیران سالخورده که راه چاره‏ای ندارند. و دست نیاز بر نمی‏دارند، پیوسته دلجویی کن که مسئولیّتی سنگین بر دوش زمامداران است، اگر چه حق، تمامش سنگین است امّا خدا آن را بر مردمی آسان می‏کند که آخرت می‏طلبند، نفس را به شکیبایی وا می‏دارند، و به وعده‏های پروردگار اطمینان دارند. پس بخشی از وقت خود را به کسانی اختصاص ده که به تو نیاز دارند، تا شخصا به امور آنان رسیدگی کنی، و در مجلس عمومی با آنان بنشین و در برابر خدایی که تو را آفریده فروتن باش، و سربازان و یاران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور کن تا سخنگوی آنان بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفتگو کند».