همهی قربانیان بحران سوریه(1)
|
|
مقامات آنکارا با اتخاذ سیاست مداخلهجویانه در مورد سوریه، ابزار جدیدی به دست مخالفان اردوغان برای تظاهرات علیه وی دادهاند؛ چرا که سیاست وی در بحران سوریه با شکست مواجه شده است و ارتش این کشور همچنان با قدرت مناطق اشغالشده را پاکسازی میکند.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا؛ بحران سوریه در حالی بیش از دو سال تداوم داشته است که این مسئله در ابتدای امر، بحرانی عمیق و حتی جدی نبود ودر اثر اشتباه چند پلیس در تیراندازی به معترضان به وجود آمد. اما در ادامه، سه کشور منطقه، یعنی عربستان سعودی، قطرو ترکیه و در ماه ژوئن 2013 مصر، به حمایت از مخالفان مسلح پرداختند و برخی نیز نیروهای تروریست را سازماندهی و به داخل این کشور اعزام کردند. این جبهه و به ویژه سه کشور نخست، تمام تلاش خود را برای سقوط بشار اسد متمرکز کردهاند.
اما در صحنهی میدانی و عملیاتی، واقعیات به نحوی دیگر رقم خورد. به
عبارتی، اکنون تمام این چهار کشور که برای سرنگونی نظام بشار اسد کمر همت
بستهاند، خود به نوعی، مستقیم یا غیرمستقیم، درگیر بحرانهای سیاسی و
امنیتی شدهاند. گویی برنامهریزیهایی که علیه سوریه طراحی شده نتیجهی
عکس داده و در برخی نقاط، گریبان طراحان و مجریان آنها را گرفته است.
ارتش سوریه تا قبل از فتح القصیر، در شرایط مناسبی نسبت به مخالفان قرار
نداشت، اما بعد از این پیروزی، روند به طور چشمگیری تغییر کرد و دمشق
توانست مناطق دیگر را نیز یکی پس از دیگری فتح کند. بعد از القصیر، منطقهی
«تلکلخ» پاکسازی شد و بدین ترتیب، دومین نقطهی استراتژیک نیز آزاد شد.
در حال حاضر نیز درگیریها در حمص، حلب و ریف دمشق متمرکز شده است و با
فتح حمص، حتی میتوان بحران سوریه را تمامشده تلقی کرد.
در این مقاله، قصد بررسی شرایط میدانی و پیروزیهای ارتش سوریه را نداریم،
بلکه به دنبال تجزیه و تحلیل طرحهای این چهار کشور برای سوریه در چند
شماره هستیم.
ترکیه
از زمانی که اولین گلولههای سربازان سوریه علیه عدهای معترض شلیک شد تا
شرایط کنونی که گروههای مسلح تروریستی به اقدامات خرابکارانه و مسلحانهی
خود ادامه میدهند، دولت ترکیه مواضع مختلفی را در پیش گرفته است. در
مرحلهی اول، دولت ترکیه به نصیحت کردن و دعوت از طرفین به آرامش اقدام
کرد. به دنبال شعلهورتر شدن بحران، اردوغان رئیسجمهور سوریه را به
اصلاحات دعوت کرد. تا این مرحله، ترکیه همانند یک همسایهی خوب در برابر
سوریه عمل میکرد و تأثیرات این اقدامات در فضای منطقهای مثبت بود.
اما به تدریج نخستوزیر ترکیه با سخنرانیهای جانبدارانهی خود، اقدام
به دخالت در امور داخلی سوریه کرد. تا این مرحله باز مشکل خاصی وجود نداشت و
ترکیه حداکثر به حمایتهای معنوی از مخالفان و معارضان مبادرت میکرد. اما
سرانجام مقامات این کشور اصول دیپلماتیک را کنار گذاشتند و مرزهای خود را
به محلی برای تردد نظامیان جداشده از ارتش سوریه و گروههای تروریستی و
تکفیری و ارسال سلاح به داخل این کشور تبدیل کردند.
اگر دولت اردوغان
سیاستهای مسالمتآمیز خود را ادامه میداد و در مورد سوریه به جای تقابل و
تلاش برای سقوط بشار اسد، در کنار ایران و روسیه فعالیتهای خود را بر
یافتن راهحل و ایجاد مصالحه متمرکز میکرد، مطمئناً امروز با بحران و
چالشهای داخلی با قدرت بیشتری برخورد میکرد و چه بسا این اعتراضات یا
اصلاً شکل نمیگرفت یا به این شدت و حدّت نمیشد.
مقامات آنکارا با خوشبینی نسبت به طرحهای خود، برای براندازی بشار اسد
نشستها و کنفرانسهایی نیز با عنوان «دوستان سوریه» برگزار کردند و از
ارتش آزاد که متشکل از نظامیان جداشدهی سوریه بودند حمایت مالی و معنوی به
عمل آوردند. در حوزهی نظامی و تسلیحاتی نیز فرودگاههای آنکارا و
استانبول به محلی برای تحویل سلاحهای ارسالی از قطر، عربستان و کشورهای
اروپایی تبدیل شد.
در همین ارتباط، کمال قلیجداراوغلو، رهبر حزب «جمهوریخواه خلق»، جریان
اصلی مخالفان ترکیه در انتقاد از اردوغان، وی را رهبر تروریستهای سوری
خواند و اظهار داشت که او مسئولیت مستقیم آموزش تروریستهای سوری در خاک
ترکیه و اعزام آنها به سوریه را بر عهده دارد.[i]
یا اخیراً اعلام شد در حملهی 5 جولای سال جاری، که هواپیماهای اسرائیلی
انبارهای تسلیحاتی سوریه در لاذقیه را با هدف از بین بردن موشکهای روسی
یاخونتp800 هدف قرار دادند، از پایگاهی در ترکیه برای این حمله استفاده کردهاند.[ii][iii]
ترکیه در برخورد با بحران سوریه، حتی تا مرحلهی درگیری نظامی نیز پیش
رفت و از ناتو نیز درخواست حمایت کرد. ناتو با نصب موشکهای پاتریوت در
مرزهای ترکیه، به این درخواست پاسخ مثبت داد. اما بازخورد این اقدامات در
داخل ترکیه نه تنها مثبت و قابل دفاع نبود، بلکه به مخالفانِ سیاستهای
اردوغان این فرصت را داد تا آن را به ابزاری جدید برای ابراز مخالفت علیه
حزب حاکم تبدیل کنند. آخرین مورد آن مربوط به قطع چند درخت در پارک «گزی»
استامبول بود که خیلی زود به اعتراضات سراسری علیه اردوغان تبدیل شد.
مخالفان با استفاده از فرصت بهوجودآمده (قطع چند درخت)، اردوغان را متهم
به اتخاذ سیاستهای غلط در حوزههای مختلف، از جمله سیاست خارجی کردهاند و
اکنون خواهان برکناری وی هستند.
ترکیه در سالهای اخیر، توانسته است در حوزهی اقتصادی، خود را به عنوان
یک کشور موفق در منطقه معرفی کند. پس از روند رو به تنزل اقتصاد ترکیه در
سالهای 1999 تا 2001، اقتصاد این کشور در فاصلهی سالهای 2002 تا 2012،
به طور متوسط هر سال رشدی پنجدرصدی را تجربه کرده است. این پیشرفت در
زیرساختهای اقتصادی این کشور نیز به چشم میخورد. ترکیه همچون همسایگانش
از منابع نفت و گاز برخوردار نیست، اما ترکها توانستند با رقابتی کردن
صنعت و خدمات در کشورشان، جای خالی منابع فسیلی را به خوبی پر کنند. ترکیه
در سال 2012، توانست 36 میلیون گردشگر را جذب کند و یکی از محبوبترین
مقاصد توریستی جهان لقب بگیرد.[iv]
مقامات آنکارا با خوشبینی
نسبت به طرحهای خود، برای براندازی بشار اسد نشستها و کنفرانسهایی نیز
با عنوان «دوستان سوریه» برگزار کردند و از ارتش آزاد که متشکل از نظامیان
جداشدهی سوریه بودند حمایت مالی و معنوی به عمل آوردند. در حوزهی نظامی و
تسلیحاتی نیز فرودگاههای آنکارا و استانبول به محلی برای تحویل سلاحهای
ارسالی از قطر، عربستان و کشورهای اروپایی تبدیل شد.
آنکارا در سیاست خارجی نیز با اتکا به نظریهی داوود اوغلو، تحت عنوان
«عمق استراتژیک»، به دنبال صفر کردن مشکلات با همسایگان بود و به نوعی
سیاستهای مسالمتآمیز را سرلوحهی اقدامات خود قرار داده بود. اما با وقوع
بحران سوریه، این کشور با اتخاذ سیاستی اشتباه و مداخلهجویانه، نه تنها
پرستیژ کسبشده در منطقه را زیر سؤال برد، بلکه شکافهای غیرفعال یا
نیمهفعال جامعهی این کشور را نیز فعال کرد و موجی از اعتراضات را در کشور
شکل داد.
اگر دولت اردوغان سیاستهای مسالمتآمیز خود را ادامه میداد و در مورد
سوریه به جای تقابل و تلاش برای سقوط بشار اسد، در کنار ایران و روسیه
فعالیتهای خود را بر یافتن راهحل و ایجاد مصالحه متمرکز میکرد، مطمئناً
امروز در برخورد با بحران و چالشهای داخلی، با قدرت بیشتری برخورد میکرد و
چه بسا این اعتراضات یا اصلاً شکل نمیگرفت یا به این شدت و حدّت نمیشد.
نمیتوان منکر این حقیقت شد که شکست سیاستهای ترکیه در سوریه، آنکارا را
در موضع ضعف قرار داد. برخی تحلیلگران حتی توافقات و امتیازات بیسابقهی
اردوغان به کردها و اوجالان را در این راستا تحلیل میکنند و معتقدند چون
ترکیه در مورد سوریه موفق نشده و سیاستهایش به نتیجهی دلخواه نرسیده است،
ترس از قیام اقلیتها باعث امتیازدهی به کردها شده است؛ زیرا در صورتی که
گروههای پکک (حزب کارگران کردستان) مبارزات خود را علیه دولت مرکزی شروع
میکردند، امکان سرایت بحران سوریه به ترکیه نیز وجود داشت. بنابراین
مقامات آنکارا پیشدستی نمودند و این خطر را به صورت هرچند موقتی دفع
کردند.
اما در سوی دیگر میدان، ارتش سوریه در حال پیشروی است و مناطق را یکی پس
از دیگری فتح میکند. در واقع بشار اسد نه تنها در برابر دخالتهای خارجی و
به ویژه ترکیه عقبنشینی نکرد، بلکه حتی توانست با حمایتهایی که از وی
میشد، بسیاری از نقشههای آنها را خنثی کند. حال باید به انتظار نشست و
سرانجام مخالفان و اردوغان را نظارهگر شد. با توجه به روند تحولات سوریه و
ترکیه، باید منتظر بود و دید اردوغان در تلهای که برای اسد کار گذاشته
گرفتار خواهد شد یا ترکیه را به سمت ناآرامیهای بیشتر سوق خواهد داد.(*)
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۲ ساعت ۳:۵۷ ب.ظ توسط آرمين
|