ا

رتش نوین ایران توسط پهلوی اوّل با ادغام نیروهای مسلّح نظامی و انتظامی به صورتی مدرن پایه گذاری شد و این حرکت در دوره پهلوی دوم با عنایت به مناسبات منطقه­ ای و جهانی، شدّت بیشتری یافت و به عبارتی در دهه­ های پایانی رژیم شاهنشاهی، ارتش ایران مأموریتی ویژه داشت و هر دو ابرقدرت شرق و غرب در رابطه با اهداف خود به نوعی به خدمات آن چشم داشتند. از سوی دیگر ملّت شریف ایران مبتنی بر اعتقادات خود، مبارزاتی را به رهبری حضرت امام خمینی(ره) علیه استکبار جهانی آغاز کرده بود. بنابراین هر سه گروه به قدرت نظامی ارتش نیاز داشتند و در واقع برای بهره برداری از آن رقابتی پیدا و پنهان آغاز شده بود. آمریکا برای حفظ منافع خود در منطقه و مقابله با نفوذ اتحاد جماهیر شوروی(وقت) ارتش شاهنشاهی را سازماندهی، تجهیز و کنترل می کرد تا بدین وسیله سلطه خود را تضمین نماید...

ابر قدرت شرق نیز از راه توسعه فعالیتهای جاسوسی و اطلاعاتی، سعی داشت تا نفوذ خود را در ارتش گسترش دهد و امام خمینی(ره) با ایجاد ارتباط و توسعه نفوذ خود بعنوان یک رهبر مذهبی در کارکنان ارتش اهداف انقلاب را پیگیری می­کرد. در حقیقت در این مقاله نقش برجسته امام خمینی و شاگردان ایشان که هدایت جریان روشنگری اجتماعی را به دوش کشیدند، مورد مطالعه قرار گرفته و این موضوع به چالش کشیده شده است که چگونه ارتش از یک ابزار حکومتی برای سرکوب بدنه جامعه به یک ابزار انقلابی تبدیل شد و با این اقدام عملاً توان حکومت شاهنشاهی را تحلیل برد. در نهایت این مقاله گویای این واقعیت است که، درایت­ رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار گفتمان اسلام ناب محمّدی بود که با ایجاد جوّی اثر گذار ارتش را به دریای خروشان مردم بازگرداند و زمینه سازی پیروزی کم هزینه انقلاب اسلامی را فراهم آورد.

1-   مقدّمه

هنوز پس از گذشت قریب سی سال از انقلاب اسلامی ایران، این پدیده برای جامعه شناسان، صاحب نظران سیاسی و روابط بین الملل ناشناخته باقی مانده و تاکنون تعابیر متفاوتی را برای توصیف انقلاب اسلامی بکار برده‌اند. اما اکثر آنها بر این مطلب اشتراک نظر دارند که انقلاب اسلامی معجزه امام خمینی(ره) است و با این تعبیر است که قدری خود را قانع می­کنند. بدیهی است تفاوتهای انقلاب اسلامی با سایر انقلاب‌های مطرح و معروف جهان آنها را بر این اندیشه استوار کرده است.

انقلاب‌هایی که در گذشته در جهان رخ داده است، عمدتاً از اختلاف بین دو طبقه اجتماعی پدید آمده است و طبقه غالب سعی کرده پس از پیروزی طبقه مغلوب را به کلی حذف و تسويه نماید و این کار معمولاً با خونریزی فراوان همراه بوده است. اما فرآيند شكل گيري و به ثمر رسيدن انقلاب اسلامی به گونه‌ای دیگر رقم خورد و یک ملّت با ارزش­های علوی و باورهای ولایی با هدایت‌های حکیمانة رهبری روحانی و بیدار، به پا خواسته و پس از پیروزی بر نظام طاغوتی، به جاي انتقام گيري و خون­ريزي‌هاي گسترده آغوش خود را براي پذيرش مردم از هر طيفي باز نموده و به جز اندك سرکردگان یک حکومت وابسته به ابرقدرت‌ها که در جنایات ضد انقلاب شریک بودند، هيچكس را مجرم ندانست.

ارتش و قوای مسلّح طبیعتاً در هر حکومتی در اولویت اوّل برای حفط و بقای نظام بنا می‌شود و سپس در اولویت بعدی در دفع تهدیدات خارجی ایفای نقش می‌کنند اما این اصل نیز در انقلاب اسلامی به گونه‌ای دیگر نمایان شد. ارتشی که حکومت طاغوت به او دلبسته و متکی بود با مردم انقلابی هم پیمان شد و از رهبر انقلاب دستور می‌گرفت. این موضوع نیز یکی دیگر از شگفتی‌هایی بود که صاحبنظران و ناظرین بین المللی را مبهوت کرده است. شرح این شگفتی این است ارتشی که توسط نیروهای خارجی برای حفظ منافع آمریکا و رژیم پهلوی تعلیم دیده و مسلّح شده بود، درست در زماني كه رژيم نيازمند وفاداري و اداي دين اين نيروي عظيم بود از دیدگاه رژیم و ناظرین بیرونی انقلاب، به طور غير منتظره‌اي به او پشت كرده و با شركت در حماسة بزرگ انقلاب اسلامي ايران حماسه‌اي نو پديد آورد و از دهانه سلاح‌هاي پيشرفته آنان به عوض گلوله‌هاي داغ، گل‌هاي سرخ محمّدي بيرون جهيدند و بجاي كشتار و برادر کشی، شعار (ارتش فداي ملّت) فضای كوچه و خیابان شهرهاي ايران را عطر آگين نمود و ارتش ایران به اقيانوس متلاطم توده مردم گره خورد و طاغوت و طاغوتيان را در خود حل كرد.

در احادیث و روایات زیاد به این امر اشاره شده که «وقتی امام زمان(عج) به اذن خداوند متعال ظهور فرمایند تمام قدرت‌های نظامی و غیر نظامی جهان در اختیار او قرار می گیرند» که باور این مفاهیم برای بعضی مشکل است، اما  این جابجایی مسالمت آمیز قدرت و واگذاری آن به حضرت امام خمینی(ره)، را می‌توان مصداقی بارز و نمونه ای عملی برای این حقیقت الهی دانست که در قرآن شریف وعده داده است: «ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون»(انبیاء- 105) و باز این وعده خداوند تبارک و تعالی که می فرماید: «ونرید انمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین» (قصص- 5)

این مقاله سعی دارد تا رقابت ابرقدرت ها در بهره برداری از این ارتش در جهت منافع خود را روشن کرده و نهایتاً نقش حضرت امام خمینی(ره) در هدایت بدنه مؤمن ارتش و تبدیل آن از ارتش شاهنشاهی به ارتش جمهوری اسلامی ایران و بهره گیری از آن در جهت پیروزی انقلاب و برهم زدن کلیه معادلات ابرقدرت­های شرق و غرب را تحلیل نماید. ضمناً این مقاله به این مهم نیز می­پردازد که امام خمینی(ره) با چه رویکرد و ابزاری توانست، حکومتی را که به زعم دستگاه اطلاعاتی وزارت دفاع آمریکا، CIA حداقل ده سال را برای پیروزی انقلاب بر آن پیش بینی می­کرد، در بازه زمانی یک ساله ساقط نماید. (مایکل لدین،37)

2-   تاریخچه ارتش ایران

تاریخچه شکل گیری ارتش ایران به عصر صفوی بر می گردد هنگامی که ایران غالباً درگیر بازی قدرت با امپراتوری عثمانی بود. شاه عباس سعی کرد با استفاده از کمک‌های غرب، قدرت نظامی خود را توسعه دهد. لذا در سال 976 شمسی با دعوت از گروهی کارشناس نظامی بریتانیایی، به سرکردگی برادران شرلی به دربار، این هدف را پیگیری نمود. البته بعضی تحلیل‌ها هدف عمده این هیأت از کمک به ایجاد ارتش قدرتمندتری در ایران را در جهت رقابت بریتانیا با امپراطوری عثمانی ارزیابی کرده‌اند.

عباس میرزا ولیعهد فتحعلی شاه قاجار نیز مصمم بود که با ایجاد ارتشی دایمی و پیشرفته، ایران را در  مقابل تهدیدات خارجی توانمند نماید. نخستین مرحله نوسازی و تقویت ارتش قاجار با همکاری مربیان فرانسوی، «ژنرال گاردان» جامه عمل پوشید. برای فرانسه که در آن زمان در حال جنگ با نیروهای روسی در لهستان بود، اتحاد با ایران از دو جهت با اهمیّت بود. نخست این که موقعیت فرانسه در قبال روسیه تقویت می‌شد و دوّم اینکه برای منافع انگلیس در هند نیز این پیمان تهدید کننده بود.(لطفیان، 45-47) البته به دلیل تفاوت اهداف دو کشور ایران و فرانسه این همکاری به سرانجام خوشی منتهی نشد و در نهايت با نزدیک شدن اهداف روسیه و فرانسه، این پیمان یک طرفه از سوی فرانسه لغو، و شاه قاجار مغموم شد.

پس از دوران عباس میرزا، مهمترین گامی که در جهت نوسازی ارتش ایران برداشته شد، ایجاد مدرسه دارالفنون بود که به ابتکار امیرکبیر در تهران تأسیس شد و در آن بر آموزش فنون نظامی تأکید می‌شد.(لطفیان،50) در واقع فکر ایجاد ارتش واحد و تحت فرماندهی افسران ایرانی، برای جلوگیری از ادعاهای جدایی طلبانه و استقلال جویی اقوام گوناگون آرمانی بود که مردم و نخبگانی که خواستار ایجاد یک دولت ملّی تام الاختیار بودند، همواره بدنبال آن بودند. و این ایده برای نخستین بار بعد از جنگ جهانی اوّل بعنوان بنیانگذاری ارتش ملّی مطرح شد. ناگفته نماند که انگلیسی‌ها هم که مایل بودند تا دولت‌های آینده ایران هم وجود تفنگداران جنوب را بپذیرند از آن طرفداری می کردند. و خانم لطفیان چنین اشاره می کند. درواقع، از ابتدای قرن بیستم، دولت انگلیس خواستار تشکیل ارتش واحد در ایران بود. علّت اصلی علاقه آنها نیز این بود که روسیه در آن هنگام از نظارت مستقیم بر تیپ قزاق دست برداشته بود و قزاق‌ها فقط به دولت تهران وابسته بودند.( لطفیان،70)

لذا در اسفند 1299 که رضاخان با کمک انگلیسی‌ها در رأس دو هزار قزاق به تهران لشكر کشید و عنوان سردارسپه و پس از چندی مقام وزیر جنگ را تصاحب کرد. سردار سپه در 26 آبان 1300 با ادغام ديويزيون قزاق، ژاندارمري دولتي، بريگاد مركزي، واحد تفنگداران جنوب و ساير قواي پراكنده‌ي نظامي، ارتش جديدي را به وجود آورد که توانست امنيت داخلي را در سراسر كشور برقرار و آثار ملوك‌الطوايفي را يكي پس از ديگري نابود سازد و قدرت دولت مركزي را تحكيم بخشد. بطوریکه ارتش تا قبل از آن هرگز تسلطی را که در اوایل سال 1300 در سراسر ایران بدست آورده بود، نداشت.

البته نباید فراموش شود که ارتش رضا خان هر چند اوّلین ارتش به ظاهر ملّی است، ولی ایده آن به طور کلی توسط انگلیسی­ها و از ابتدای قرن بیستم و شکل گیری جنگ جهانی اوّل وجود داشت. در واقع از ابتدای قرن بیستم، دولت انگلیس خواستار تشکیل ارتش واحد در ایران بود. علت اصلی آن نیز این بود که اوّلاً انگلیس ایران یکپارچه ای را می خواست تا در مقابل رقبای او مانعی بر سر راه دستیابی به شبه قاره هند و مستعمرات بریتانیای کبیر باشد و ثانیاً اینکه روسیه در آن هنگام از نظارت مستقیم بر تیپ قزاق دست برداشته بود و قزاق­ها فقط به تهران وابسته بودند. ثالثاً رضاخان که از نظر انگلیسیها مجری قرارداد ننگین 1919 - که در شش ماده با توجه به نفوذ انگلیس تنظیم شد- بود نیاز به قوه قهریه و ارتشی داشت که آن را اجرا نماید. متن این سند در روز شانزدهم اوت در روزنامه­های لندن چاپ شد و کرزن وزیر امور خارجه انگلستان رهبران ایران را «عروسک­های خیمه شب بازی» خود نامید.(ولایتی، 59) در ادامه کار تشکیل ارتش واحد، رضا خان در سال 1923 قرارداد نفتی جدیدی با انگلیس منعقد کرد که شامل جزییاتی درباره تأمین هزینه ارتش و ایجاد سلسله شاهنشاهی جدید با نام پهلوی است. بدین ترتیب اصول اساسی سیاست­های ایران برای 50 سال آینده تنظیم شد که شامل بکارگیری ابزار نفت و ارتش برای پیشبرد اهداف دودمان پهلوی بوده است و اینها همه مقدماتی شد تا رضا خان در سال 1925 خود را به عنوان شاه ایران معرفی نماید.(Cottrell, p 391)

3-   ارتش قبل از کودتای 1332

از آنجا که ارتش از همان ابتدا متکی به بدنه ملّت بود نافرمانیهایی در مقابل حکومت سر سپرده پهلوی و اربابان انگلیسی خود دارد لذا در پیروزی قیام 30 تیر 1331 افسران نقش تعیین کننده‌ای داشتند. لطفیان در این مورد می گوید: «گروهی از افسران در نیروی زمینی، فرماندهان یگان‌هایی بودند که برای سرکوب مردم تهران به خیابانها اعزام شده بودند، ولی نه تنها دستور تیراندازی به مردم را نادیده گرفتند بلکه در چند مورد به صف قیام کنندگان پیوستند. خلبانان نیروی هوایی، فرمان آماده باش برای پرواز برفراز آسمان تهران و تهدید قیام کنندگان 30 تیر را اجرا نکردند و دیگر افسران را به اهمّیت وظیفه‌شان در آن روز تاریخی آگاه ساختند.»(لطفیان،  88-89) به همین لحاظ شاه نسبت به پشتیبانیهای ارتش تردید داشت. در این زمان شاه به دلیل از دست دادن نفوذش در ارتش بسیار نگران شده بود.(همان،89)

در 28 مرداد 1332، که دولت مصدّق بوسیله یک کودتای آمریکایی و با همکاری انگلیس سقوط کرد. محمدرضا پس از کودتا، پایه اصلی قدرت خود را بر ارتش گذارد و با پول نفت، ارتش را با مدرن‌ترین و گران‌ترین تجهیزات مسلّح کرد و از مستشاران آمریکایی به وفور در امر آموزش ارتش استفاده نمود. در واقع در این دوره یعنی پس از جنگ جهانی دوم است که جنگ سرد بین دو بلوک شرق به رهبری شوری و بلوک غرب به سرکردگی ایالات متّحده آغاز شده بود و آمریکا جای انگلیس را در ایران گرفت و به تدریج در ایران نفوذ بیشتری یافت و به تبع آن نفوذ قابل ملاحظه‌ای بر فرماندهی نظامی در ارتش پهلوی داشت. یکی از دلایل علاقه آمریکا به ایران، نزدیکی به شوروی بود که در این راستا، پیمانی در سال 1337 بین ایران و آمریکا امضا شد که با انتقادات دولت شوروی همراه بود و خروشچف معتقد بود این قرارداد، خاک ایران را مبدل به پایگاه نظامی آمریکایی خواهد کرد.(همان، 129) بعبارتی می توان گفت از یک طرف ارتش حوزه رقابت بین آمریکا و انگلیس و از طرف دیگر حوزه رقابت آمریکا و شوروی شده بود که رقابت اخیر شدیدتر و سخت تر می نمود. بنابراین بدنبال همین اهداف، آمریکا بمنظور ممانعت از دسترسی شوروی به آبهای گرم جنوب، منابع نفتی ایران و اقیانوس هند از طریق خلیج فارس، کمک‌های تسلیحاتی خود را به ایران برای تشکیل ارتشی مقتدر، در این دوره افزایش داد.(همان، 145)

از فهوای مطالب فوق چنین استنباط می شود که مهمترین هدف آمریکا برای فروش اسلحه به ایران، مقابله با نفوذ شوروی در منطقه با استفاده از سرباز ایرانی است. چرا که حضور سربازان آمریکایی در خلیج فارس هزینه بیشتری در برداشت. از این رو بود که در صدد برآمدند تا ایران را به ژاندارم خلیج فارس تبدیل نمایند.

 4-   رقابت آمریکا و شوروی در ارتش ایران

شوروی پس از انقلاب بلشویکی بدنبال ایجاد جهانی با عقاید کمونیستی بود و تشکیل کشورهای بلوک شرق و بدنبال آن «پیمان نظامی ورشو» نیز در همین راستا بود. لذا کشور همسایه ای مثل ایران که مانع بزرگی بر سرراه اهداف بلند مدت و استراتژیکی اوست طبعاً از اولین اهداف او بشمار می رود. هدف دولت شوروی در این دوره یعنی پس از جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سرد، تسخیر قسمتی از خاک ایران در منطقه شمال بعنوان حیاط خلوت خود و سپس نفوذ به سراسر کشور و بالاخص راه یابی به خلیج فارس بود ضمن اینکه نفت شمال نیز برای آنان وسوسه انگیز بود، از این روی دولت شوروی به بهانه اخذ امتیاز قرارداد نفت شمال، پس از جنگ جهانی دوم به خروج نیروهای نظامی خود از ایران رضایت نمی‌داد و بساط فرقه سازی و تجزیه طلبی را بدست عوامل مزدور خود به راه انداخت.  و با همکاری طرفداران خود حزب توده، فرقه دمکرات آذربایجان و حزب ایران را تأسیس و مثلث شومی را تشکیل داد و آذربایجان را جولانگاه مطامع بیگانه و صحنه فریب و ریا و خونریزی و قساوت ساختند. بنابراین نباید رقابت آمریکا و شوروی بر سر ایران و مسایل تاریخی را نادیده گرفت. بعبارت دیگر می توان گفت رقابت شرق و غرب در ایران پیشینیه عمیقی دارد. در این قسمت نمونه ای که لطفیان ذکر می کند قابل تعمق است. «بطور نمونه، در دوره‌ جنگ سرد، نفوذ شوروی در ارتش ایران به حدی رسیده بود که حتی فرمانده مورد اعتمادترین گردان گارد شاهنشاهی، کمونیست تمام عیار بود. اعترافات این افراد نقشه آنها را آشکار ساخت. هدف اصلی آنها، ایجاد رژیم کمونیستی برمبنای الگوی سایر کشورهای شرقی بود.»(همان، 180)

از نظر آمریکاییها، ژئوپلیتیک کشور ایران با توجه به وسعت و جمعیت و اهمیّتی که داشت، می توانست در آینده مفید واقع شود. بویژه نفت ایران آنهم در منطقه خلیج فارس رمز موفقیت استراتژیکی این کشور در همسایگی با اتحاد جماهیر شوروی، برای آمریکایی‌ها جذابیت خاصّی داشت.

 روس‌ها از يک سو به شدّت نگران گسترش روز افزون مناسبات سياسي و نظامي ايران با آمريکا و انگليس بودند و از سوي ديگر رسيدن به اهداف خود در خاورميانه و خليج فارس را تا حدّ زيادي از طريق بسط دوستي با ايران مي‌دانستند لذا سعی می‌کردند تا به طور پنهانی و با نفود طرفداران خود در ارتش و سایر ارگانهای اثرگذار، سیاست‌های آمریکا و انگلیس را خنثی نمایند. به این ترتیب ارتش قبل از انقلاب محل رقابت شدید آمریکا و انگلیس از یک طرف و شوروی از سوی دیگر بود.

 5-   نقش ارتش در پیروزی انقلاب

ارتش پيش از انقلاب را شايد بتوان به موسي(ع) تشبيه كرد كه در دامان فرعون پرورش يافت و سرانجام هم باعث نابودی فرعون شد. در واقع در آن دوره، بخش عمده‌اي از بودجه كشور، به منظور باز سازی ارتش هزينه مي‌شد. بطوریکه در دهه آخر سلطنت محمدرضا شاه، میزان واردات تسلیحات از آمریکا به مرز 19 میلیارد دلار نزدیک شد.(لطفیان،160) همچنین ایران طی سال‌های 52-1356 از انگلستان 10 میلیارد دلار، اسرائیل 4 میلیارد، فرانسه و شوروی حدود یك میلیارد دلار و چكسلواكی، آلمان غربی و ایتالیا هر كدام نیم میلیارد دلار تسلیحات خریداری نمود. (مهدوی، 405و406) بنابراین می توان گفت که یکی از اهداف عمده شاه، تکیه به ارتش به منظور حفظ تاج و تخت شاهنشاهي بود اما درون اين ارتش اتفاق ديگري در حال وقوع بود.

 مباني اعتقادي و مذهبي مردم ايران به رغم تمام تلاش‌هاي رژيم پهلوي به سرعت در اكثريت كاركنان ارتش که برخاسته از متن ملّت بودند ريشه دوانده بود. مباني مذهبي به همراه خود اعتقادات ديگري نيز مي‌آورد. اعتقاد به استقلال كشور، اعتقاد به اسلام و ائمه معصومين(علیهم السلام)، اعتقاد به همراهي با مردم و عدم پذیرش سلطه بيگانگان، اصولی بود که قاطبه کارکنان ارتش به آن ایمان داشتند. اين موضوع را سفير وقت آمریکا هم متوجه شده بود بطوریكه حدود يك سال قبل از انقلاب در گزارشي به این مضمون به كاخ سفيد مخابره كرده بود می گوید: «اين ارتش با اين اعتقادات نمي‌تواند جلوي مردم و انقلاب بايستد و عكس‌العمل نشان دهد». آنها تشخيص داده بودند كه ارتش در كوران انقلاب از فرماندهان خود اطاعت نمي‌كند و اينكه ارتش فرمانده ديگري دارد. فرمانده پنهاني به نام امام خميني(ره) كه از ايشان دستور مي‌گيرد.(حسینی) مؤید این مطلب، گزارش سرلشگر مولوی، رئیس پلیس تهران، طی جلساتی در 24 و 30 مرداد 57 با حضور فرماندهان ارشد نظامی است که می گوید: «ما در میان اینهایی که دستگیر می‌کنیم درجه دار و سرباز نیروی هوایی هم دیده می‌شود. همچنین مشاهده می‌شود که بعضی امرای بازنشسته هم در مساجد حضور دارند که در مقابل تبلیغات سوء عکس العمل نشان نمی‌دهند».(لطفیان،195)

 6-   نقش امام خمینی(ره) در جذب ارتش

اگر بگوییم این جمله که «رژیم­های سیاسی تا زمانی که نخبگان حاکم عزم خویش را برای حفظ رژیم خود ولو با هر قیمتی جزم کرده باشند و دستگاه سرکوب خود را تحت فرمان داشته باشند، امکان سرنگونی آنها منتفی است، زیرا حرف آخر را قدرت می­زند و دستگاه حاکم در قلمرو جغرافیایی خود انحصار کامل ماشین سرکوب را در دست دارد» (حجاریان، 45) همواره صحیح نیست، می­توان آن را اینگونه فرض نمود که بدون برنامه ریزی و تصاحب ماشین سرکوب امکان پیروزی بسیار دشوار است. نمونه واضح و قرین آن، حکومت مستبدانه صدام حسین است که علی رغم تمامی مخالفت­ها و نارضایتی­ها قریب40 سال به حاکمیت خود ادامه داد با اینکه حداقل دو جنگ را به ملت اش و دنیا تحمیل نمود.

بررسي دقيق انقلاب اسلامی ایران نشان مي‌دهد كه ارتش در آن زمان با وجود حكومت پليسي و ديكتاتوري شاه و ساواك و ... با حضرت امام(ره) در رابطه بوده است، با روحانيون مبارز و مردم رابطه داشته و همگام با مردم، حامي انقلاب بوده است، چنانچه خود حضرت امام خميني (ره) به منظور تشويق و ترويج و تفكيك عمده قواي ارتش از سران خود فروخته در آبان ماه 57 طي سخنراني در پاريس مي‌فرمايد: «شما خيال كرديد كه همه ارتش مثل اين چند تا الدنگند كه بجان مردم افتاده‌اند؟ نه همه آنها اينطور نيستند. آنها به ما پيغام داده‏اند ما حاضريم؛ پيغام دادند. اگر وقتش شد آنها هم حاضرند براى كارها». اين دقیقاً همان مصداق پرورش موسي در دامان فرعون است. دوران پيش از انقلاب يك دوره از تاريخ ارتش ايران و در واقع يك مرحله از حيات اين نيرو است. در آن دوره اکثراً امرا و فرماندهان رده بالاي ارتش افراد سرسپرده و وابسته به رژيم بودند و در مقابل، بدنه ارتش، متشكل از فرماندهان مياني، افسران جزء، درجه داران و كاركنان وظيفه با تعلّقات و خواسته‌هاي مردم و اكثريت جامعه همراه بودند. در واقع بدنه ارتش همراه با مردم و انقلاب بود و اين در روزهاي منتهي به پيروزي انقلاب خود را نشان داد.

ارتش قبل از انقلاب، به مدد كمك‌هاي آمریکا و حمايت همه جانبه تسليحاتي آن كشور قدرتمندترين ارتش منطقه شده بود و پيشرفته ترين مدل‌هاي تانك، توپ و ناوگان هلی کوپتری را داشت به گونه اي كه ايران را تبديل به پنجمين قدرت هوانيروز جهان كرده بود و نيروي هوايي فوق مدرن آن كه جديدترين مدل‌هاي هواپيماهاي آمریکايي را در اختيار داشت. اما ثمره اين ارتش، علیرغم در اختيار داشتن چنين تجهيزاتي، در برابر انقلاب، كمترين مقاومت و همراهي و همگامي بود.

7-    ارتباط امام و ارتش

اقدامات روشنگرانه حضرت امام(ره) و ارتباطات ایشان با ارتش که در واقع قبل از قیام خونین پانزده خرداد 42 آغاز شده بود، به وسیله  پخش اعلاميه‌هاي امام(ره) در پادگان‌ها و درك پيام ايشان از سوي بدنه ارتش نقش بسيار مهمي در اين همراهي و همدلي داشت.

به روایت صحیفة نور، حضرت امام خمینی (ره)، طی دوران حیات گهر بار خود، همواره مسايل مرتبط با ارتش و نظامیان را مدنظر داشتند، به طوری که ایشان 2786 بار از واژه ارتش و مشتقات آن، 1558 بار از واژه نظامی و مشتقات آن، 462 بار از واژه سرباز و مشتقات آن، 406 بار از واژه لشكر و مشتقات آن، 62 بار از واژه سرهنگ، 25 بار از تیمسار، 24 بار از ارتشبد،23 بار از سپهبد، 20 بار از سرلشگر، 7 بار نیز از سرگرد، گروهبان و سروان و نیز مشتقات هریک طی بیانات خود استفاده نمودند. تحلیل محتوای بیانات حضرت امام(ره) نشان می‌دهد که اهتمام حضرت ایشان در مورد ارتش، بیش از یک اتفاق بوده و حجم ارتباط و تعامل وی با ارتش، از یک اقدام از پیش طراحی شده برای تربیت ارتش حکایت می‌کند که هیچوقت از اقدامات خود در قبال جذب ارتش مأیوس نشدند و با كار بلندمدت خود توانستند بدنه ارتش را با انقلاب همراه نمایند. (صحیفه نور ج4، 456) ایشان طي اعلاميه‌اي در مورخه 4/8/57 خطاب به رؤسای ارتش فرمودند: «ايران كشور شماست و ملّت ايران ملّت شماست به ملّت بپيونديد، من مي‌دانم بسياري از شما به ملّت و كشور و اسلام وفادار هستيد و از اين كشتارها و غارتگري‌هاي شاه خائن و بستگانش و جنايتكاران بين المللي ناراحت هستيد. گاهى مطالب شما به من مى‏رسد. ملّت شما لحظات حساسى را مى‏گذراند و شما بيشتر از ديگران پيش خداى بزرگ و ملّت شجاع و نسل‌هاى آتيه مسئول هستيد؛ همتى دلاورانه كنيد و زنجيرهاى اسارت را پاره كنيد و مجال به اين خائن به اسلام ندهيد، و سرفرازى را براى خود و ملّت خود بيمه كنيد. خداوند تعالى مددكار خدمتگزاران به اسلام و كشور است.» (صحیفه نور، ج 4، 157)

امام خميني (ره) همچنین طي مصاحبه‌اي با تلويزيون آمریکا در مورخه 15/8/57 نیز خطاب به ارتش فرمودند: «اميد اين را داريم ارتش هم كه از خود اين ملّت است و ملّت برادر اوست پشت به اين ملّت نكند و در كنار ملّت قرار گيرد.» (پورداراب)

در نتیجه این رابطه دو سویه ارتش و امام بود که وقتي حضرت امام(ره) وارد كشور شدند، ديگر ارتش عملاً از فرماندهان خود دستور نمي‌گرفت. ديدار خيل عظيم کارکنان نيروي هوايي با ايشان در روز 19 بهمن نمونه‌اي از اين همراهي بود.(پورداراب) وقتي حضرت امام فرمودند فرزندان من در ارتش پادگان‌ها را ترك كنند، در سريع‌ترين زمان ممكن پادگان‌ها خالي شد يا وقتي به دستور ايشان مبني بر بازگشت به پادگان‌ها، دوباره اطاعت كردند. حتي قبل از انقلاب هم به صورت جمعي و مخفيانه نزد حضرت امام(ره) می‌رفتند و آمادگي خود را براي دفاع از انقلاب اعلام می‌كردند. در اين اتفاقات نقش دين و اعتقادات مذهبي و مرجعیت حضرت امام(ره) کاملاً تعیین کننده بود.

به جرأت مي‌توان گفت كه بسياري از فرماندهان پادگان‌ها از موضوع توزيع شبنامه‌ها در پادگان‌ها اطلاع داشتند، اما عملاً اقدامي نمي‌كردند و جلوي آن را نمي‌گرفتند. ارتش ضدّاطلاعات قدرتمندي داشت و اگر اين افراد به چنگ ماموران اين نهاد مي‌افتادند، واقعاً سرنوشتشان مشخص نبود؛ اما به شكل حيرت آوري اول صبح اعلاميه و پيامي كه امام شب قبل صادر كرده بودند، ميان سربازان دست به دست مي‌شد. همراهي ارتش در پيروزي انقلاب را در سرعت بالاي به ثمر رسيدن آن هم مي‌توانيد ببينيد كه قطعاً اگر اين همراهي نبود انقلاب با اين سرعت پيروز نمي‌شد.

فرار عده­ای از سربازان و تمرد عده­ای دیگر از دستور فرماندهان، از هم گسیختگی ارتش شاه را به عنوان اصلی ترین نهاد دستگاه سرکوب آغاز کرد.(باقی،382) این امر در شرایطی رخ می­دهد که شاه از دولت شریف امامی قطع امید نموده و با روی کار آمدن ازهاری، پیام کارتر توسط سولیوان سفیر وقت آمریکا در تهران به شاه چنین ابلاغ می­گردد که دولت آمریکا از هر گونه اقدام نظامی ارتش در قبال مردم حمایت می­کند.

بخش مهمي از حيات ارتش و يكي از پرافتخارترين دوره‌هاي آن، دوران انقلاب است. در اين دوره ارتش فداكاري‌هاي زيادي كرد تا حضور خود را در صحنه‌های انقلاب ثابت كند. از غيرمسلح كردن تانك‌ها گرفته تا حضور در صحنه‌هاي انقلابي و تظاهرات و پيوند با مردم. عكس‌ها و فيلم‌هاي باقي مانده از آن دوران اين موضوع را ثابت مي‌كند. در اين زمان ارتباط با امام خميني(ره) هم به عينه خود را نشان داد. ارتش، اميد را در دل مردم و امام زنده نگه داشت و آمریکا و شاه را كاملاً‌ نااميد كرد و اگر اين اتفاقات و اعتقادات نبود انقلاب به اين سرعت پيروز نمي‌شد. مقايسه تعداد كشته شدگان انقلاب اسلامي با نمونه‌هاي مشابه از انقلاب‌هاي ديگر كشورها به خوبي مؤيد اين نكته است كه اعمال قدرت امام(ره) در خصوص ارتش به خوبي مسير طبيعي را دور زده و به جاي مبارزه با ارتش آن را در داخل بدنه انقلاب جذب نموده است.

رژیم شاه رده اول فرماندهان ارتش را از معتمدان خود قرار داده بود، اما از درجه سرهنگ به پايين اکثراً طرفدار انقلاب بودند و پيوند نزديكي با مردم داشتند. تأثير فرار شاه اين بود كه فرمانده ارتش حذف شد و عملاً‌ اين ارتش در زمان انقلاب توسط فرمانده ديگري به نام امام خميني(ره) هدايت مي‌شد. و بجز فرمان ایشان، دیگران نفوذی در ارتش نداشتند. مفهوم خروج شاه از ايران اين بود كه فرماندهان ارشد و ژنرال‌ها هم ديگر پشتوانه خود را از دست دادند و از دور خارج شدند و نهايتاً‌ هم بي‌طرفي خود را اعلام كردند.

محورها و استراتژي‌هاي اصلي حضرت امام خميني(ره) در جهت همراه سازي و اعمال قدرت نرم بر روي ارتش در دوران ستمشاهي، در گروه‌هاي زير قابل طبقه بندي است:

 

  • اهمّيت استقلال ارتش

امنیت ملّی نظام­های سیاسی از طریق بکارگیری رهیافت­های گوناگون قابل تأمین است. یکی از عمده ترین این رهیافت­ها در دوران حاکمیت جنگ سرد، وابستگی تام و تمام و یا بهتر بگوییم سرسپردگی یک کشور به یکی از دو ابرقدرت آمریکا و شوروی بود. گرچه این رهیافت برای کشورهایی که از پشتوانه و مشروعیت مردمی برخوردار نبودند، یکی از بهترین و آسانترین راهها محسوب می­شد اما بدلیل خصلت غیربومی آن شدیداً آسیب پذیر  شکننده بود.(درویشی، 1377) این نکته­ای بود که امام امّت به خوبی به آن واقف بود. بنابراین يكي از نكاتي كه به كرّات در بيانات امام (ره)، در خصوص ارتش پيش از انقلاب اسلامي و در طول سالهای مبارزه رسمي ايشان با حكومت طاغوت شنيده مي‌شد و به رخ کارکنان ارتس کشیده می شد، تاكيد بر عدم استقلال ارتش و دست نشانده‌ بودن آن بود. در جاي جاي بيانات ايشان، نفوذ مستشاران خارجي و علي الخصوص آمریکايي در ارتش تذكر داده شده است. اين موضوع با بيان ادلّه محكم در خصوص اينكه به صرف آموزش ديدن افسران در فلان كشور و يا حضور مستشاران آنها در داخل نمي‌تواند عامل ايجاد ارتش قوي گردد، همراه بود.

امام (ره) در همين راستا به ناكارآمدي ارتش رضاخان در خصوص حمله متفقين اشاره مي‌نمايد و با برهاني قاطع، بيان مي‌كند كه ذلّت ارتشيان در برابر نظاميان بيگانه به خوبي شاهد عدم كارايي ارتشي است كه از متن جامعه برنخواسته باشد و هويّت ملي در آن احساس نشود.

در جايي ديگر با تعبير اينكه كشور ارتش انگلي نمي‌خواهد به اين ادلّه مي‌پردازد كه ارتش تمام حقوق و هزينه‌هايش از جيب مردم در مي‌آيد، در حالي كه عامل پيشبري سياست‌هاي آمریکا در سطح منطقه است و اين يعني حيات انگلي و يا در نمونه ديگري امام(ره) با اشاره به برخي از فجايع كه دقيقاً پس از حضور كارتر در ايران رخ مي‌دهد به ارتش و مردم هشدار مي‌دهد كه: «مگر نمي‌بينيد دستورات چگونه تنظيم مي‌شوند و چگونه اجرا مي‌گردند.»

امام(ره) با افشاگري در خصوص اينكه خود شاه نيز عامل خود فروخته است، بيان مي‌دارد كه:

"وقتى اصل آقاى شاهش را مى‏بينى، آن را هم متفقين اينجا گذاشتند. خودش گفت اين را كه «متفقين صلاح ديدند كه من باشم» پدرش را هم كه انگليسها گذاشتند! راديو دهلى هم اعلام كرد اين مطلب را درآن‏ وقت، در جنگ عمومى (2) راديو دهلى اعلام كرد اين مطلب را كه «ما رضاشاه را آورديم و بعد خيانت به ما كرد و مى‏بريمش»؛ بردندش به جزيره موريس، و به جهنم فرستادندش" (صحیفه نور، ج4،63)

افزون بر تمامي موارد بالا، مهمترين تلاش‌هاي امام در خصوص نمايش وابستگي ارتش و حكومت به خارجيان در قالب مخالفت‌هاي ايشان با طرح كاپيتولاسيون بوده است. در اين موضوع امام به حدي صريح و هوشمندانه در بیاناتشان جامعه را آگاه نمودند كه حكومت مجبور به واكنش شديد شد. امام در بيانات خود به شكل ويژه ارتشيان را نيز مخاطب قرار داده است كه اين امر نمايشي از اثرگذاري بر روي بدنه ارتش است: "آقا، من اعلام خطر مى‏كنم! اى ارتش ايران، من اعلام خطر مى‏كنم! اى سياسيون ايران، من اعلام خطر مى‏كنم! اى بازرگانان ايران، من اعلام خطر مى‏كنم! اى علماى ايران، اى مراجع اسلام، من اعلام خطر مى‏كنم! اى فضلا، اى طلاب، اى مراجع، اى آقايان، اى نجف، اى قم، اى مشهد، اى تهران، اى شيراز، من اعلام خطر مى‏كنم! رجال سياسى ما، صاحب منصبهاى بزرگ ما، رجال سياسى ما، يكى بعد از ديگرى را كنار مى‏گذارد! الآن در مملكت ما به دست رجال سياسى كه وطنخواه باشند چيزى نيست. در دست آنها چيزى نيست. ارتش هم بداند، يكى‏تان را بعد از ديگرى كنار مى‏گذارند. ديگر براى شما آبرو گذاشتند؟ براى نظام شما آبرو گذاشتند كه يك سرباز آمریکايى بر يك ارتشبد ما مقدم است؟! يك آشپز آمریکايى بر يك ارتشبد ما مقدم شد در ايران؟! ديگر براى شما آبرو باقى ماند؟ اگر من بودم استعفا مى‏كردم؛ اگر من نظامى بودم استعفا مى‏كردم؛ من اين ننگ را قبول نمى‏كردم. اگر من وكيل مجلس بودم استعفا مى‏كردم." (صحیفه نور ج1،420)

شخصیت برجسته امام خمینی(ره) و رویکرد همیشه فعّال ایشان به مسایل پیش رو، در زمینه تعامل با ارتش و بازپسگیری بدنه ملّت، از آموزش­های خود فروختگان و مستشاران خارجی بسیار برجسته است. گویی امام در این خصوص هیچ محدودیتی را بر سر راه نمی­بیند و تصمیم دارد تمامی تهدیدها را به فرصت مبدّل سازد. در این خصوص درس آموزنده­ای که ایشان برای ما در واکنش به تصمیم رژیم وابسته شاه به خدمت سربازی فرستادن طلاب علوم دینی می­تواند سرمشقی برای امروز نظام باشد. "ما از سربازی فرستادن فرزندان اسلام هراسی نداریم؛ بگذار جوانان ما به سربازخانه بروند و سربازان را تربیت کنند و سطح افکار آنها را بالا ببرند؛ بگذار در بین سربازان افراد روشن ضمیر و آزاد منشی باشند تا بلکه به خواست خداوند متعال ایران به آزادی و سربلندی نایل شود." (صحیفه نور، ج1،198)

«حضرت امام(ره) با این موضع گیری دو هدف را دنبال کردند:

  1. بازداشتن رژیم شاه از آزار و اذیت طلاب علوم دینی
  2. برقراری ارتباط و ایجاد بیداری در بدنه ارتش به منظور ایستادگی در برابر مستشاران آمریکایی و کسب استقلال ارتش

البته هدف دوم حضرت امام مهمتر و محوری تر بود، چرا که نجات کشور بدون خروج ارتش از سلطه مستشاران و فرماندهان وابسته به شاه ممکن نبود و تشکیل یک رژیم اسلامی بدون رکن نظامیان آن، که رابطه مستقیم با حفظ امنیت کشور دارند، غیر ممکن است.»(ارتش از دیدگاه امام خمینی، تبیان، ص3)

 

  • يادآوري و تذكّر پايبندي به ابعاد اسلامي و اخلاقي  

يكي از مهمترين محورهاي بيانات بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي در خصوص نیروهای مسلّح، توجه دادن به اين نكته است كه بيش و پيش از هر چيزي همه ما انسان و مسلمان هستيم و در پيشگاه خداوند متعال، وجدان انساني و حقوق مسلّم انساني مسئوليت داريم. اين بيان در واقع پيامي است براي وجدان افرادي كه به دلايل مختلف ممكن است عملكرد خود در ارتش را توجيه نمايند. امام(ره) با اشاره به عدم پذيرفته بودن اين استدلال كه «مامورم و معذور» خط بطلان روشني براي مجريان فرامين مي‌كشد و بيان مي‌فرمايند كه نبايد با دستمايه قرار دادن اينكه بنده تنها مجري هستم و نقشي ندارم خود را از عواقب اخروي و دنيوي رفتار نادرست معذور نمود.

"ارتش ايران و صاحب منصبان محترم بدانند كه جنايات و قتل عامهايى كه شاه بر آنان تحميل مى‏كند حاصلى جز بدنامى و ننگ براى آنان ندارد. افسران ارتش و شهربانى و ژاندارمرى ايران تا چه زمان اجباراً و بدون هيچ گونه اختيار، به برادركشى توسط يك عده مأمور ناآگاه ادامه مى‏دهند؟ آخر براى حفظ چه كسى؟ شخصى كه به اسلام و ناموس و آزادى شما ضربات پياپى وارد مى‏كند؟ شخصى كه شما را در جهان از بى‏حيثيت ترين مأمورانى كه فقط به خاطر داشتن حقوق گزاف به هر عمل زشتى دست مى‏زنند، معرفى كرده است؟ آيا هر روز كشتار و ضرب و جرح، آن هم به دست شما و يا كسانى كه شما هيچ گونه حق اعتراضى به آنان نداشته باشيد، با انسانيت سازگار است؟ شما به عذر مأموريت، برادران دينى خود را به گلوله مى‏بنديد كه مسئوليت آن علاوه بر شاه با خود شما است، بايد به حكم خداوند از فرمان ستمگران كه شما را به قتل و ظلم امر مى‏كنند سرپيچى كنيد، و با كشتن برادران خود، جهنم دنيا و آخرت را براى خود نخريد و ناله مادران و پدران داغدار و جوان از دست داده را با گوش دل بشنويد، اينان مادران خود شما هستند. آيا فكر كرده ايد كه با گلوله خود حداقل يك خانواده بزرگ را در درد و رنج بى‏حد قرار مى‏دهيد؟ اگر تا به حال هم دست به چنين اعمالى زده ايد هر چه زودتر توبه كنيد و خود را در صفوف لشكر حق قرار دهيد؛ مطمئن باشيد كه پيروزى دنيا و آخرت از آن شما خواهد بود. شمااى صاحب منصبان مسلمان و آزاده ارتش ايران! دِين خود را به اسلام و مسلمين ادا نماييد و بيش از اين تن به ذلّت ندهيد."(صحیفه نور،ج4 ،1)

امام (ره) با بينش عميق بر روي تصميمات اتّخاذ شده از سوي شاه و اعمال شده بر روي بدنه ارتش، با صراحت و درايت به پاسخگويي آنها مي‌ايستد. از جمله تلاش‌ها و افشاگري‌هاي امام در اين زمينه مي‌توان به بيانات ايشان در خصوص بند تغيير سوگند افسران از قرآن كريم به كتاب آسماني اشاره نمود. "آيا ملّت ايران مى‏داند كه افسران ارتش به جاى سوگند به قرآن مجيد، «سوگند به كتاب آسمانى كه به آن اعتقاد دارم» ياد كرده‏اند؟ اين همان خطرى است كه كراراً تذكّر داده‏ام: خطر براى قرآن مجيد؛ براى اسلام عزيز؛ خطر براى مملكت اسلام؛ خطر براى استقلال كشور. بر ملّت ايران است كه اين زنجيرها را پاره كنند. بر ارتش ايران است كه اجازه ندهند" (صحیفه نور ج، 409)

 

  • تعلّق ارتش به بدنه جامعه

امام (ره) با درك لايه‌هاي مختلفي كه ميان نظاميان وجود داشته، به صراحت اعلام مي‌نمود كه بدنه ارتش متعلق به ملّت است و تنها از سر زور از شاه حمايت مي‌كند. ايشان معتقد بودند كه در زمان مناسب ارتش به بدنه جامعه خواهد پيوست و اين فرآيند به زودي محقق خواهد شد: "با ابراز احترام خاطرنشان مى‏كند، از نظر ملّت بزرگ ايران، شوراى سلطنتى و مجلسين و دولت ناشى از آنها غير قانونى و فاقد اعتبار ملّی است؛ و چون ارتش از ملّت و ملّت از ارتش است و پشتيبانى هر يك از ديگرى از وظايف ملّی است، لازم است به احترام ملّت و رأى قاطع آن، ارتشْ خود را از دولت غاصب (1) بركنار كند و اين مطلب را اعلام كند."(صحیفه نور ج6،20)

امام نه تنها حس مي‌كرد ارتش از بدنه ملّت است، بلكه در بسياري موارد نشان داد بر روي اين بدنه حساب ويژ‌ه‌اي را نيز باز كرده و انتظاراتي از آنها براي تحقق انقلاب اسلامي دارد: "خوب، اى ارتش محترم! توى دهن اينها بزن؛ تو مسلمانى. صاحب منصبان ارتش، خوب بسيارشان مردم خوبى هستند؛ با من هم گاهى رابطه دارند؛ يعنى رابطه‏اى كه پيغام مى‏دهند. اينها بعضى‏شان خوبند؛ خوب، جلو بگيرند از اينها؛ جلو بگيرند از يك اشخاصى كه با مذهبشان مخالفند؛ با تخت و تاجشان مخالفند؛ با مملكتشان مخالفند؛ با استقلالشان مخالفند؛ با اقتصادشان مخالفند. خوب، شما جلو بگيريد؛ برويد خواهش كنيد كه اينها را بيرون كنند؛ از بزرگترها خواهش كنيد." (صحیفه نور ج6، 389)

در خصوص شايعه احتمال خروج اسلحه، مهمات و يا انهدام آنها توسط عوامل آمریکايي حاضر در ارتش، امام(ره) با علم و آگاهی از نیاز کشور و انقلابیون در آینده به سلاحهای فوق، خطاب به بدنه ارتش مي‌فرمايند: "از قرار اطلاع، دولت آمریکا درصدد است كه اسلحه و مهماتى را كه در ايران است و در مقابل نفت به مردم ايران تحميل كرده است، يا به سرقت ببرد (اگر تاكنون نبرده باشد، چنانچه بعضى از خبرگزاريها افشا كرده‏اند) و يا منفجر كند. بر افسران و درجه داران ارتش و ساير نيروهاى سه گانه است كه از آن جلوگيرى كنند، و بر ملّت است كه با ارتش در اين امر همكارى كنند، و نگذارند بيش از اين مال ملّت را نابود و يا چپاول كنند. افسران محترم بدانند كه مسامحه در اين امر خيانت به كشور و اسلام است.” (صحیفه نور ج 5،478)

يكي از جالب ترين نمونه‌هاي اين مصداق در روزهاي آخر حكومت ستمشاهي و در شرايطي رخ داد كه بيم آن مي‌رفت که با خروج شاه برخي از سران ارتش اقدام به كودتا كنند لذا برای خنثی کردن چنین حادثه احتمالی چنین می فرمایند: "احتمال اين هست كه شاه خائن كه در حال رفتن است، دست به يك جنايت بزرگترى بزند و آن يك كودتاى نظامى است كه كراراً تذكر داده‏ام كه اين آخرين ضربه اوست و لكن ملّت دلير مى‏داند كه در ارتش به جز تنى چند سرسپرده و خونخوار، كه از قرار مذكور در پستهاى مهم مستقر شده‏اند و به من نيز معرفى كرده‏اند، جناحهاى شريف ارتش به اين سرسپردگان اجازه نخواهند داد تا دست به چنين جنايتى كه مخالف با مليّت و مذهب آنان است بزنند. من بر حسْب وظيفه الهى و ملّی خود به ارتش ايران هشدار مى‏دهم و از صاحب منصبان و درجه داران مى‏خواهم كه در صورتى كه چنين توطئه‏اى در كار باشد، شديداً از آن جلوگيرى كنند و راضى نشوند چند نفر خونخوار، ملّت شريف ايران را به خاك و خون كشند. اين وظيفه الهى شما ارتش محترم است" (صحیفه نورج 5،427)

امام (ره) با اين مسئوليتي كه به عهده ارتش گذاشت، در حقيقت نه تنها يك فتنه را خنثي و حتي جرأت اجرايي نمودن آن را از دشمن ملّت گرفت، بلكه با درايت مسئوليتي به دوش ارتش گذاشت كه ارتش متوجه باشد که امام امّت(ره) تا چه حد او را از بدنه ملّت مي‌داند و تا چه اندازه به وي اعتماد دارد. این مسأله در بیانات فرماندهان ارتش وقت نیز کاملاً مشهود است، به گونه ای که ارتشبد قره باغی، در این خصوص می­گوید:

"مساله اینجاست که اینها از راه مذهب در نیروهای مسلّح وارد شدند، خوب، نیروهای مسلّح شامل همه مسلمانان بودند و اکثریت آنها شیعه بودند، مسلمان بودند و اعتقاد داشتند."( مهدوی، 318) بی اعتقادی بدنه ارتش به نظام حاکم و عدم تبعیت و اطاعت پذیری آنها از دولت ازهاری در گفتگوی میان وزاری کابینه ازهاری در جلسه مورخه 16/09/57 به صراحت تایید می­شد: سپهبد جعفری، رئیس شهربانی، مسأله تزلزل روحی پرسنل شهربانی را مطرح و رسماً اظهار داشت که عده­ای از سرپاسبانان و پاسبانان، علاوه بر گزارش کتبی، بطور شفاهی هم صریحاً اظهار می­کنند که ما مسلمان و مقلّد آیت الله خمینی هستیم و نمی­توانیم بر خلاف اَوامر و دستورات آیت الله خمینی رفتار کنیم. البته مسأله مذهب و تقلید منحصر به پرسنل شهربانی نبود، بلکه شامل حال افراد سایر نیروها نیز می­گردید.(طلوعی، 428)

 

  • تضمين نقش آينده ارتش در صورت تحقق جمهوري اسلامي

يكي از محورهاي بيانات بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي، ايجاد تضمين در خصوص عملكرد و آينده ارتش بوده است. وي در مصاحبه‌ها و بيانيه‌ها به ضرورت وجود ارتش اشاره مي‌نمايد و مي‌فرمايد كه اصل موضوع ضروري است، فقط بايد هدف گذاري آن منطبق بر خواسته‌هاي ملّي و منافع ملّت باشد: " و اما اينطور نيست كه ملّت ما با ارتش مخالف باشد؛ با صاحب منصبها، با درجه دارها، با افسرها. اينها همه برادرهاى ما هستند. ما مخالف با اينها نيستيم، ما با خونخواري­ها مخالفيم. قواى انتظامى بايد باشد و ما آنها را با آغوش باز، برادرانه آنها را مى‏بوسيم. ارتش خيال نكند كه اگر «اعليحضرت» نباشد، ارتش هم نباشد؛ ايران هم نيست. نه اين حرفها نيست در كار. شما ديديد كه «اعليحضرت» الآن پوسيده است و ايران هم سر جاى خودش هست، شما هم سر جاى خودتان هستيد." (صحیفه نورج5،455) یا در جای دیگر می فرمایند: "هيچ كشوري بى‏نياز از نيروى نظامى و ارتش نيست ولى ارتش بايد پاسدار استقلال و امنيت كشور باشد نه حافظ يك ديكتاتورى مستبد، و مطرود تمامى ملّت و مأمور قتل عام فرزندان كشور." (صحیفه نور ج 5، 384)

اين موضوع در حقيقت آرامش رواني لازم را براي مامورين ارتش از ديدگاه جاني و مالي ايجاد نمود، تا همراه انقلاب گردند و بدانند كه جايگاه كاري آنها ضروري است و با روي كار آمدن يك نظام اسلامي عملاً از انجام يك خدمت اجتماعي، به تبدیل به يك ارگان مقدّسی شده­اند.  چون نه تنها براي وطن، بلكه افزون بر آن و مهمتر از آن براي اسلام و جامعه اسلامي كار مي‌كنند. لذا آنها را نسبت به تبلیغات منفی و اهداف دشمنان انقلاب، مبنی بر انحلال ارتش را آگاه می­نماید و می­فرمایند: "تبليغات حالا هم مى‏كنند به اينكه اگر يك حكومت اسلامى پيش بيايد چه خواهد شد، اگر پيش بيايد چه خواهد شد. يا خير پيش نظاميها مى‏روند تبليغ مى‏كنند كه همه نظام را به هم مى‏زنند! ما نظام لازم داريم، چطور همه نظام را به هم بزنند؟! چطور ارتش را به هم مى‏زنند؟! ما چند تا دزدش را كنار مى‏گذاريم، باقى‏اش را قبول داريم. صاحب منصبها اين را بدانند، ما صاحب منصب پاك را قبول داريم، نجسها بروند؛ آنهايى كه مال ملّت را خورده‏اند، آنهايى كه در بانكهاى خارجى مال ملّت را انباشته‏اند، اينها بروند سراغ كارشان. بروند، نه اينكه يعنى گم شوند، نه اينكه بروند يعنى پا شوند بردارند و بروند؛ بايد ازشان گرفت اينها را. من اگر دستم مى‏رسيد نمى‏گذاشتم اين مردكه برود. بايد بايستد حساب پس بدهد. دارى كجا مى‏روى؟ پولها را برداشتيد رفتيد. ما ارتش لازم داريم، احترام به ارتش مى‏گذاريم. ما طبقه جوان ارتش را، صاحب منصبان جوان ارتش را برايشان احترام قائل هستيم. در طبقه بالاتر هم اگر چنانچه يك صاحب منصب يا چند صاحب منصب صحيح پيدا شد، آنها هم محترم هستند." (صحیفه نور ج 5، 273)

 

  • پرهيز از مبارزه مسلّحانه و پيشبري سياست گل در برابر گلوله

يكي از رهنمودهاي كليدي امام (ره) كه شايد عامل موفقيت نهايي در جذب ارتش بود، اصرار بر پيشگيري از مبارزه طلبي و انتقام جویی بود. امام با روشنگري‌هاي حكيمانه خود، استراتژي‌هايي را پيش روي مردم قرار مي‌دادند و يا تقويت مي‌نمودند تا به كمك آن به شكل گيري رابطه مودّت و برادري ميان ارتش و مردم دامن زند: "در مواردى ديده شده است كه تظاهركنندگان به جاى آنكه به سوى سربازان سنگ پرتاب كنند، گل هديه كردند و بسيارى از سربازان را ديده‏اند كه پس از آنكه به آنان گل هديه شده، گريسته‏اند و در چند مورد سربازان پس از تيراندازى به سوى تظاهركنندگان خودكشى كرده‏اند. تا وقتى كه ارتش ايران زير چتر آمریکا قرار گرفته است، همواره اين وضعيت غم‏انگيز و تراژدى ادامه خواهد يافت." (صحیفه نور ج4، 63)

اصولاً ارتش در دوران انقلاب دو چهره از خود را به نمایش گذاشت، یکی به عنوان مجموعه نظامی که در صحنه های سیاسی سال 57 حضور داشت که تصویری منفی در اذهان متبادر می‌کرد. یکی هم چهره حقیقی ارتش بود که درحقیقت استنکاف از برخورد و رویارویی با مردم خود داشت و به واقع در صف مردم قرار داشت. همین رابطه سبب شده بود که بجای مبادله خشونت میان ارتش و مردم، گل و جملات محبت آمیز مبادله شود(نوروزی،583)

در شرايطي كه خبرنگاران خارجي مرتب سعي مي‌نمودند تا از امام در خصوص درگيري‌هاي مسلّحانه پرسش كنند و به درگیری ها دامن بزنند، درايت و هوشمندی حضرت امام(ره) در پاسخ دادن با حفظ شرایط خوف و رجا بین ارتش و مردم، به وضوح مشهود است: "پرسيده‏اند، آيا وقت تغيير روش و روى آوردن به مبارزه مسلّحانه براى جواب دادن به كاربرد ارتش توسط ديكتاتورى نرسيده است؟ من گفته‏ام نه. معذلك امروز من در اين باره از خود سؤال مى‏كنم كه نمى‏توان تا بينهايت، سينه‏هاى عريان را جلوى لوله تفنگ قرار داد. تاكنون من رهنمودهاى خود را كه مبنى بر مسالمت آميز بودن عملمان بود را تغيير نداده‏ام، ولى شايد مجبور شوم اين كار را بكنم."

 

  • ايجاد بستر گستردة رسانه‌اي براي انتقال پيام

نكته آخري كه در خصوص اقدامات شجاعانه امام خميني(ره) در خصوص مديريت و تعامل ارتباط با ارتش مي‌توان مشاهده نمود، دامنه گسترده پيام‌هايي است كه با وسايل مختلف براي ارتشيان فرستاده مي‌شده است. امام (ره) با صراحت در بيانيه‌هاي خود با آنها صحبت مي‌نمود. از عموم جامعه و اعضاي خانواده‌هاي شاغلان ارتش مي‌خواست تا با آنها صحبت كنند. نامه‌هاي ويژه براي فرماندهان و افسران ارتش مي‌نوشت. در مصاحبه با شبكه‌هاي مختلف از شبكه‌هاي پرمخاطب نظير سي.بي.اس گرفته تا رسانه‌هاي گمنام تر نظير «نداي آفريقا»، در جلسه با نمايندگان دولت فرانسه يا فرستادگان كارتر گرفته، همه جا نام ارتش آورده مي‌شد و امام رهنمودهاي خويش را با صراحت و شجاعت مثال زدني بيان مي‌نمود.

 

 8-   تفکّر کودتای نظامی توسط ارتش

در 13 دی 1357 ژنرال هایزر، برای طرح ریزی یک کودتای نظامی وارد تهران شد. وی مأموریت داشت به کمک 5 تن از رهبران نظامی ارشد ایران کودتایی را ترتیب دهد. هایزر در 9 بهمن طی گزارشی بیان داشت که آمدن امام خمینی(ره) به تهران به احتمال زیاد به سرنگونی دولت بختیار منجر خواهد شد از این رو بهترین زمان ممکن برای هر اقدام نظامی، پس از بازگشت آیت الله خمینی به کشور خواهد بود. این تهدید پیش از ورود امام به ایران، توسط کارتر رئیس جمهوری وقت ایالات متحده نیز مطرح گردید و در آن بیان شده بود که دولت بختیار، مورد تایید دولت آمریکا است و امام هم از وی حمایت کند(یزدی، 93) که با پاسخ هوشیارانه امام روبرو شد:

«من دیدم که ایادی آمریکا همه به من فشار می­آورند که شما نروید... طرفداران آمریکا می­گفتند که یک ماه به تاخیر بیاندازید، من فهمیدم که باید هر چه زودتر بروم. اینها حرفشان این بود که من یک ماه دیرتر بروم تا آنها بتوانند نیروهای خود را سازماندهی کنند، زیرا رشته کار از دستشان در رفته بود...»(سرگذشت­های ویژه از زندگی امام، ص 55)

اما سولیوان ادعا می‌کرد که نظامیان در حال کنار آمدن با انقلاب هستند و چنان در تنگنا قراردارند که اقدام به هیچ کاری نخواهند کرد. خالی شدن پادگانها از سرباز و همراه شدن ارتشیان با انقلاب، منجر به این شد که راه حلّ نظامی به عنوان یک راه حلّ معقولانه کنار گذاشته شود.(لطفیان، 63)

 

9-   حمایت حضرت امام خمینی(ره) از ارتش

حضرت امام خمینی (ره) بارها در جریان انقلاب حمایت و اعتماد خود را نسبت به ارتش ابراز کرده بودند، چنانچه طي مصاحبه‌اي با روزنامه‌ هلندي دي ولت كو انت 16/8/57 مي‌فرمايند: اينكه مسلّم است در ميان ارتش صاحب منصباني هستند كه با حمايت شاه از آنان در غفلت مملكت شريك بوده‌اند و همچنين در كشتارها و شكنجه‌ها همدست يكديگر و ليكن سربازان و نيز بسياري از افسران و درجه داران هستند كه هنوز دلهاي شان با ملّت است و از دست شاه بخصوص بعلّت تسلّط مستشاران آمریکايي برآنان رنج ميبردند و اينان به دليل پيوندي كه با مردم دارند ديريا زود به آغوش ملّت باز مي‌گردند و هم اكنون آثار آن ظاهر شده است. (صحیفه نور جلد 4،ص 262(دير يا زود ارتش به ملّت خواهد پيوست؛ و اصولاً به غير از تنى چند از ارتشيان بقيه معتقد به راه ملّت هستند و من از طرز تفكّر خيلى از آنان آگاهى دارم. بارها سياسيون ايران مرا از ارتش بيم داده‏اند، ولى آنان اشتباه مى‏كنند؛ براى آنان جوّ كاذب به وجود آورده‏اند.(صحیفه نور ج 5، 393)

این مواضع امام اثرات شگرفی روی ارتش و قوای انتظامی کشور گذاشت، خصوصاً که تکرار و تاکید آن بزرگوار در اغلب سخنرانی­ها محسوس بود. ایشان در جمع گروهی از ایرانیان در پاریس با تاکید مخالفت ملّت ایران با شاه، نه با ارتش آن را ضرورت اجتناب ناپذیر مدیریت کشور می­شمارد.(امام و ارتش جمهوری اسلامی ایران، 35)

 يكي از حساس‌ترين مقطع حيات ارتش از روزهاي 22بهمن تا29 فروردين است كه هجمه شديدي توسط دشمنان مغرض و دوستان ناآگاه، عليه ارتش وجود داشت. ارتش با كمك نيروهاي معتقد و حمايت كامل حضرت امام(ره) توانست خود را حفظ كند. پادگان‌هاي ارتش مملو از سلاح و مهمّات بود. اگر اين مهمّات و سلاح‌ها ميان مردم پخش مي‌شد پيش‌بيني اتفاقاتي كه مي‌افتاد، غيرقابل تصور بود. همان نيروهاي ارتشي انقلابي اسلحه‌ها را حفظ كردند تا به فرماندهان جديد خود تحويل دهند. درايت و رهبري امام كه شناخت دقيقي از نيروهاي ارتش و مردم داشت نقش بسيار مهمي در حفظ ارتش و مقابله با درخواست‌هايي مبني بر انحلال آن داشت.

بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، برخلاف پیش بینی­های اکثر ناظران سیاسی، حضرت امام (ره) در صدد انحلال نیروهای مسلّح برنیامد و در عوض مایل بودند که ارتش شاهنشاهی را به یک ارتش ملّی اسلامی و وفادار استحاله شود. از این رو ایشان روز 29 فروردین سال 58،  را روز ارتش نامگذاری نموده و اظهار داشتند: "روز چهارشنبه 29 فروردين روز ارتش اعلام مى‏شود. ارتش محترم در اين روز در شهرستانهاى بزرگ با ساز و برگ به رژه بپردازند و پشتيبانى خود را از جمهورى اسلامى و ملّت بزرگ ايران و حضور خود را براى فداكارى در راه استقلال و حفظ مرزهاى كشور اعلام نمايند. ملّت ايران موظفند از ارتش اسلامى استقبال كنند و احترام برادرانه از آنان نمايند. اكنون ارتش در خدمت ملّت و اسلام است و ارتش اسلامى است، و ملّت شريف لازم است آن را در اين سِمت به رسميت بشناسند و پشتيبانى خود را از آن اعلام نمايند. اكنون مخالفت با ارتش اسلامى كه حافظ استقلال و نگهبان مرزهاى آن است، جايز نيست. ما و شما و ارتش، برادرانه بايد براى حفظ و امنيت كشورمان كوشش كنيم و به شرارت اشرار و اخلال مفسدين خاتمه دهيم.(صحیفه نورج 7)

 

10-جمع بندی و نتیجه گیری

تاریخ نظامی ایران نشان می دهد که پیکره اصلی ارتش ها همواره از نیروهای مردمی بوده اند و ارتش قبل از انقلاب نیز همگام با مردم انقلابی حرکت کرده است. همین امر سبب شد که حتی فرماندهان به شدت وابسته در کوران انقلاب و روزهای پایانی عمر رژیم شاه ، دستور ترک مقاومت و عدم برخورد با مردم را صادر نمایند. برابر اسناد منتشر شده ارتش در آن زمان به تمام خواسته‌های شاه و آمریکا نه گفت و با طرفداری از امام (ره) و انقلاب، توانست نقش مطلوب خود را در انقلاب ایفا کند. نفوذی‌های شوروی سابق و طرفداران حزب توده که به منظور مقابله با نقش آمریکا در دوران جنگ سرد وارد ارتش شده و مترصّد فرصتی بودند تا ایفای نقش نمایند، به هنگام پیروزی انقلاب با پنهانکاری موضع حزب توده را که همراهی با انقلاب و امام خمینی(ره) بود را اتخاذ کرده و وابستگان خود را تا مقامات بالای ارتش نیز نفوذ دادند، لیکن نتوانستند از تصفیه‌های درون سازمانی ارتش جان سالم به در ببرند و افرادی مثل ناخدا افضلی و سرهنگ عطاریان در کوران جنگ تحمیلی شناسایی، محاکمه و اعدام شدند. بنابراین ارتش طی چند مرحلی تصفیه بدنه خود را از وجود بیگانه پرستان نیز پاک کرد و بطور کامل در خدمت ملّت ایران و انقلاب اسلامی قرار گرفت. در این میان هدایت های نورانی حضرت امام خمینی(ره) در طی سالیان طولانی نتیجه داد و باعث شد ارتش از اردوگاه ابرقدرت های شرق و غرب نجات یافته و در زمانیکه با وجود توطئه- های متعدد دشمنان داخلی و خارجی، پیروزی و بقای انقلاب اسلامی بدون ارتش غیر متصوّر بود در خدمت اهداف انقلاب و جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد. در عین حال پیروزی انقلاب اسلامی در عصر جنگ سرد و جهان به شدت دوقطبی آن روز که هیچ اقدامی در سطح منطقه و جهان از اراده دو ابرقدرت شرق و غرب خارج نبود، واگذاری قدرت از سوی خدا به مستضعفان و صالحان زمین بود که در انقلاب اسلامی ایران بعنوان مینیاتوری از انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج)، تجربه شد تا از این پس احادیث مربوط به آخرالزّمان را با باورمندی بیشتری مرور نماییم. البته امروز نیز به لطف الهی شاهد اقتدار ارتش جمهوری اسلامی ایران برای حضور در صحنه های مختلف دفاع از کشور و نظام اسلامی هستیم همانگونه که با ایثارگری کارکنان و نثار خون شهدای خود در گذشته آن را به اثبات رسانیده است.