جملات پشت ماشین و ادبیات جاده |ماشین نویسی|ادبیات عامیانه |جملات و شعرهای باحال و طنز پشت ماشین و کامیون


http://masoudpc1.persiangig.com/image/mashin-kamion.gif


بگزار هر چه می خواهد باران ببارد  چتر ما خداست(خودم)

.

.

خیلی لو 30

.

 

در طواف شمع می گشت پروانه ایی / سبقت بی جا مگیر جانم مگر دیوانه ایی.

 

دیگه پسر خوبی شدم

.

.

رفاقت قصه تلخی است که از یادش گریزانم

 

 

تا شب نشده گله از روز نکن

.

.

نه تو خوبی . . .

.

.

خودم و خودت سه تایی

.

.

دربست قبرستان ....

.

.

از حاثه ترسند همه کاخ نشینان / ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم.

 

 

سر پایینی پرنده / سر بالایی شرمنده

 

چشم گریان، چشمه ی فیض خداست

 

زندگی نگه دار!، پیاده می شم

 

 

 

 

نه عشق ، نه خورشید ، زیرا هر دو غروب می کنند
.

.
از عشق تو لیلی ، رفتم زیر تریلی
.

.
غصه نخور جوجه خاور ، بزرگ میشی بنز تک میشی
.

.
بر چشم خوب رحمت
.

.
به خاطر اشک مادر
پاتو از رو گاز بردار برادر
.

.
وای اگر از پس امروز بود فردایی
.

.
هرکه راهیچ به کف نیست ، به دل آهی هست



عاشق بی انتظار مادر
.

.
به حرمت اشک مادر توبه کردم
.

.
بوق نزن شاگردم خوابه
.

.
بی تو هرگز ، با تو عمراً
.

.
رادیات عشق من از بهر تو آمد به جوش
گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم
.

.
نه من عاشق خاموشم ، نه تو آن معشوق پنهان
.

معرفت در گرانیست به هر کس ندهندش
پرطاووس قشنگ است به کرکس ندهندش
.

.
از ماجرای درد عشق حکایت خطاست
از محنت محبت اظهار شکایت نارواست
.

.
ای عاشق دلسوخته اندوه مدار
روزی به مراد عاشقان گردد کار
.

.
در حلقه ایم با تو و چون حلقه بر دری
.

.
گل خجل است ز عطر خوشبوی شهید
.

الهی کدام درد بود از این بیش
که معشوق توانگر و عاشق درویش